با عضویت در کانال تلگرام ما همیشه بروز باشید :)
برای ورود به کانال کلیک کنید / دانلود تلگرام نسخه ویندوز
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

چه بکنیم آلا 2
چپیحه
هلر
درباره وبلاگ


سلام. به وبلاگ چپیحه خوش آمدید. چِپیحَه نامی است دخترانه. این فرد در واقع شخصیتی است تخیلی. مطالب این وبلاگ براساس رویدادهای جالب جزیرۀ قشم نوشته می شود و لحن آن با سایر وبلاگ ها متفاوت است. تمرکز نوشته ها روی وقایع هُلُر است اما کم و بیش به سایر شهر و روستاهای این جزیره هم می پردازد. از زبان بومی جزیره در نوشته ها به گونه ای استفاده می شود که افرادی که با این گویش آشنایی ندارند هم می توانند از آن استفاده کنند. اینجا برخلاف اکثر وبلاگ های ایرانی، از مطالب احساسی و شعر خبری نیست. نظرات شما موجب دلگرمی ماست. سپاس.
نويسندگان
چهار شنبه 22 شهريور 1396برچسب:, :: :: نويسنده : بپ گپو

پس چی شد بچه ها؟ چه بکنیم آلا؟ بمونیم زن دوم رو از همینجا بگیریم. چطوره؟ اگه خومو چک و چوک هم موهسته اشکال پیش اته؟ نه. بذار چند تا دختر یا پسر هم داشته باشیم، بی خیال بابا، کی به کیه. مهم هدفه. هدف ما هم که چیزی نیست جز خیر، خوش رفتاری، نیکوکاری، احسان، خیرخواهی، شاکر بودن و شکار کردن. زن بیوه بگیریم، چطوره؟ تنوع خوبیه ها. الان هم رو بورسه در حد غیر قابل باور. دختر رو بی خیال، بریم یه بیوه پپدا کنیم برا خودمون. اون قشر شرایط خاصی دارن. دیگه چهار میخ وصل نیستن به خانواده و مسئله رضایت پدر و هماهنگی با والدینش حله و این سنگ و تال بزرگ از جلو پامون خود به خود کنار رفته هست از همون اول. تازه چون قبلاً یه بار ازدواج کرده و شور و هیجان مراسم رو تجربه کرده و جشن و سرور و دور همی و لباس پوشیدن و نهار و شام خاص عروسی و ... رو دیده، دیگه به این چیزا و این خرج ها اصلاً نیازی نیست. پس خرج عروسی در کار نین. از طرفی چون بنا به هر دلیلی تنهاس، و سختی های زندگی رو دیده و تجربه ش بالاس، می دونه که ازدواج مجدد در اسرع وقت براش ضروریه. زندگی خرج داره و شوهر، هر چقدر هم نامرد و ناتوان باشه حداقل اونقدر داره که تا حدودی اونو تامین کنه، و گرنه جرئت نمی کرد دست به این ریسک بزنه. این عوامل باعث میشه این نقشه سراسر خیرخواهانه، اقتصادی و مقرون به صرفه به نظر برسه. پس بریم همین کار رو بکنیم. همین کار رو می کنیم پس. خوبه.   

چطوره برا بالا بردن حساسیت کار تدابیری بیندیشیم معرکه. مراسم ازدواج مجدد مث عروسی های معمولی نیست که دست و بال آدم بسته باشه و همه چی تکراری و از پیش مشخص. میشه کلی خلاقیت به خرج داد. حتی میشه ادای سرحدی های سهار رو در آورد. چطوره مثلاً جوری هماهنگی کنیم که عروس تو مراسم عقد اینجوری اون بله قشنگه رو بگه، به جای گفتن هر چرت و پرت دیگه بگه: با اجازه شوهر سابقم، بله. کِ لِ لِ لِ لِ لِ ی ی. اینم جذابیت کار رو بیش از پیش می بره بالا ها. اینم خوبه ها. اینو هم مد نظر قرار میدیم پس.

چطوره نسبت به پست قبلی، یه تغییر تازه ایجاد کنیم. شاهنامه آخرش خوش نباشه این بار. یه تنوع بزرگتر و یه تحول عظیم رو به وجود بیاریم چطوره؟ بذاریم تکراری نشه جریان کار. چطوره بعد یه مدت رابطه گرم با طرف مقابل (زن دوم همینجایی)، و بعد از یه مدت لیلی و مجنون بازی در آوردن نه چندان علنی، میانه خودمون رو با اون تا حدودی خراب کنیم و ولش کنیم. یه جوری بشه انگار یه مشکلی پیش اومده. قشنگ انگار ول وودی رفتی پی کار خو. جالب میشه ها. چطوره؟ خوب و جالب انگیزه نه. تازه حالا که خوب فکر می کنم حتی میشه از این هم جلوتر رفت و بعد از اینکه قصه عشق ما نیمه کاره موند میشه قضیه رو تبدیل کرد به یک فیلم هندی. دیدین تو خیلی از این فیلمهای عشقولانه، زوجین وقتی مشکلاتی سر راه رسیدنشون به هم پیش میاد، یه جورایی بیمار عشق میشن و حالشون بد میشه و می افتن گوشه خونه و اشتهاشون رو از دست میدن و اصن دیگه خوب شدنی نیستن و تنها راه علاج اینه که به هم برسن؟ چطوره وارد همون فاز هم بشیم؟ هشتاد و سه سال زندگی کردیم و هنوز همچون حسی به ما دست نداده. بسه محرومیت. لااقل اداش رو که میشه در آورد.

خوبنو. بزنیم به خو به مریضی. یتا شو تبلیغاتی مَشت وا راه بکردیم بگینیم چه میشه. اومدیم و حال داد. اگه دیدیم می چسبه، تمدیدش می کنیم و کار رو می کشونیم به بیمارستان حتی. راستی، به سیم آخر زدن چطورن چوکُن؟ همی کار بکنیم؟ رگ خو بزنیم چه اوو؟ جذاب می کنه ماجرا رو نه؟ حالا فعلاً مراحل اولیه رو بریم ببینیم اگه شرایط خوب پیش رفت به مراحل بعدی هم میریم. خوبه. فعلاً پس برنامه همینه.

یه لحظه صبر کنین. اگه کار رو به جاهای باریک باریک بکشانیم چه؟ مثلاً در بیاد که شوهر قبلیش هنوز اونو طلاق نداده. اینم اینترستینگه ها. به این نکته هم فکر کنین ولی در کل از موضوع زن دوم و سوم و چهارم و اینا بزنین بیرون. موضوع های جدید پیشنهاد هودی. نذارین حتی یک لحظه حوصله مون سر بره و باز این سوال برامون مطرح بشه که چه کنیم آلا.   

  *   *   *             

به همی زودی پیشنهاد بعدی از راه رسید. پیشنهاد شده بریم قران حفظ کنیم! ها؟ قران حفظ کنیم؟ خوبه که، ولی چرا و چگونه؟

گویا بر و بچ هم شروع کردن خیلی جدی نشستن دارن قران حفظ می کنن. عجیبه نه؟ ای خو همو چوکن که تا دوش هر فسق و فجوری تو عالم هستی وجود داشت لااقل یه بار امتحانش می کرد. چه وودی که قران حفظ نکردن؟ یعنه متحول وو به همی شدت؟ واقعاً؟ پیگیری کنیم چی شده تا اگه خبریه، و اگه نکته پنهانی وجود داره که ما ازش بی خبریم، از غفلت بیایم بیرون خب و ما هم شروع کنیم به قران حفظ کردن.

خبر رسید اینا معلمن. تازه قراره پخش و پلا بشن تو شهرستان های مختلف این استان پهناور و توسعه یافته واسه درس دادن، و احتمالاً بیفتن یه جاهایی بسیار پیشرفته و مدرن فول امکانات مث بشگرد. بستگی داره چقدر امتیاز بتونن جمع کنن. امتیازت کم باشه باید بری بشگرد خالو. فلان امتیاز برا متاهلا. فلان امتیاز برا حافظای قران. فلان امتیاز برا این و اون. آلا در به در دنبال جمع کردن امتیازن هر طوره که وودی. یعنه بشگرد ایقد ترسناکن؟ که ملت برا جمع کردن امتیاز و فرار از افتادن احتمالی تو اون منطقه حاضرن دست به هر کاری بزنن؟ کسی که دخترش رو به اینا نمیده. آواره ها. تنها کورسوی امیدشون امتیاز حفظ قرانه. یعنه انگیزه به ای مقدسی؟ یعنی خلوص دل و نیت تا این حد؟ یعنی ارزش قائل شدن برا قران تا این حد بی سابقه؟

اینا هم با این تعیین امتیازشون. که قران حفظ کنین نیفتین بشگرد. انگیزه هایی تو ما به وجود میارن واقعاً سرشار از ارزش های معنوی و ملکوتی. خدا خیرشون بده. ما هم همین کار رو بکنیم آلا؟ یا نه؟ نظر شما چن؟     


پيوندها


<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 6
بازدید دیروز : 62
بازدید هفته : 199
بازدید ماه : 1003
بازدید کل : 139208
تعداد مطالب : 139
تعداد نظرات : 522
تعداد آنلاین : 1

<-PollName->

<-PollItems->

جزیره قشم اخبار جزیره قشم